تبليغاتX
و عشق

دنبال کسی نباش که بتونی باهاش زندگی کنی دنبال کسی باش که نتونی بدون اون زندگی کنی

 متولدین آذر

متولدین آذر، نماد : قوس

ویژگی‌ها و خصوصیات‌ کلی‌ متولدین‌ آذر ماه‌:
خوش‌ بین‌،خوش‌ خلق‌، مهربان‌، خونگرم‌ و شاد،
درستکار، صادق‌، شریف‌، رو راست‌،
راستگو، بی‌غل‌ و غش‌ و بی‌شیله‌ پیله‌
اندیشمند، روشنفکر و فیلسوف‌ منش‌

جنبه‌ منفی‌ شخصیت‌ متولدین‌ آذر ماه‌:
خوش‌ بینی‌ کورکورانه‌، بی‌خیالی‌، بی‌دقتی‌، بی‌احتیاطی‌ و بی‌توجهی‌
ظاهر بینی‌ و بی‌ملاحظه‌گی‌
فاقد حس‌ مسؤولیت‌، بی‌قراری‌ و نا آرامی‌

متولدین‌ آذر ماه‌ در مجموع‌ دید مثبتی‌ نسبت‌ به‌ زندگی‌ دارند، آنها سرشار از جسارت‌،جرأت‌، انرژی‌، تنوع‌ مهارت‌ و ماجراجویی‌ هستند و مایلند که‌ تجربیاتی‌ ماورای‌معمول‌ کسب‌ کنند. از آنجایی‌ که‌ ذهن‌ و فکری‌ باز دارند، از سفر، جهانگردی‌ واکتشاف‌ لذت‌ می‌برند. آنها اساسا جاه‌ طلب‌، بلند پرواز و خوش‌ بین‌ هستند و تا جایی‌پیش‌ می‌روند که‌ حتی‌ تمام‌ امیدها و آرزوهای‌ خود را بر باد می‌دهند. آنها آرمان‌ گرا وکمال‌ جو هستند و می‌توانند بسیاری‌ از ناملایمات‌ را تحمل‌ کنند، بدون‌ آن‌ که‌ لطمه‌ای‌بخورند. آنها افرا‌ محترم‌، شریف‌، صادق‌، رو راست‌، درستکار، قابل‌ اعتماد،وفادار، راستگو، سخاوتمند، دست‌ و دلباز، با گذشت‌، بلند نظر و بی‌ریا هستند وشدیدا خواهان‌ برقراری‌ عدل‌ و داد می‌باشند، خواهان‌ کمک‌ به‌ افراد ستمدیده‌ جامعه‌هستند و گاهی‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ خواسته‌هایشان سرکش‌ و نافرمان‌ می‌شوند. آنها به‌راحتی‌ بین‌ وفاداری‌ و استقلال‌ مرزی‌ می‌کشند و آن‌ را به‌ حالت‌ تعادل‌ در می‌آورند.

متولدین‌ آذر ماه‌ معمولا متواضع‌، فروتن‌، کم‌ توقع‌، محجوب‌، با حیا، با وجدان‌ ومؤمن‌ هستند و شدیدا به‌ اصول‌ اخلاقی‌ پای‌بندند. اگرچه‌ گهگاهی‌ بی‌جهت‌ روی‌برخی‌ از اصول‌ اخلاقی‌ پافشاری‌ می‌کنند و اعتقادات‌ و باورهای‌ خود را بیش‌ از هرچیز دیگر قبول‌ دارند و آنها را می‌ستایند. درنتیجه‌ گاهی‌ به‌ طرز نامطلوبی‌ سخت‌ گیر،خشک‌، انعطاف‌ناپذیر، مقرراتی‌، جدی‌، نامهربان‌، نابردبار و مستبد می‌شوند و خطمشی‌ خاص‌ خودشان‌ را در پیش‌ می‌گیرند. از آنجایی‌ که‌ ظاهر بین‌ هستند و ظواهرتوجه‌ آنها را به‌ خود جلب‌ می‌کنند، گاهی‌ اوقات‌ آنها در ظاهر دم‌ از حمایت‌ می‌زنند،با این‌ حال‌ اگر منافع‌ شخصی‌ خودشان‌ به‌ خطر بیفتد، نهایت‌ سعی‌ و تلاش‌ خود را به‌کار می‌بندند و در ایجاد بسیاری‌ از تغییر و تحولات‌ تردید به‌ خود راه‌ نمی‌دهند ولی‌حاضر نیستند باورهای‌ خود را عوض‌ کنند.

افکارشان‌ پرمحتوا و مرتب‌ است‌، آینده‌ نگر، دور اندیش‌ و عادل‌ هستند و اگربخواهند در جمع‌ شوخ‌، بذله‌گو، خوش‌ صحبت‌ و مجلس‌ آرا می‌شوند. آنها عاشق‌ کاربر روی‌ پروژه‌های‌ جدید هستند، از سرعت‌ انتقال‌ خیلی‌ خوبی‌ برخوردارند، با روی‌باز از هر نظریه‌ جدیدی‌ استقبال‌ می‌کنند و در مجموع‌ مبتکر و خلاق‌ به‌ شمار می‌آیند.اگرچه‌ در کار اقتباس‌ و سازگاری‌ بهتر از ابداع‌ عمل‌ می‌کنند. در محل‌ کارشان‌ اگرهمکاران‌ از شخصیت‌ آنها تعریف‌ و تمجید کنند، بی‌نهایت‌ خوشحال‌ شده‌ وکارآیی‌شان‌ بالاتر می‌رود. آنها مصمم‌ و با اراده‌ هستند و از قدرت‌ سازمان‌ دهی‌ خوبی‌برخوردارند، به‌ همین‌ دلیل‌ هر وقت‌ مسؤولیتی‌ را عهده‌ دار می‌شوند، برای‌ رسیدن‌ به‌نتیجه‌ای‌ موفقیت‌آمیز و درخشان‌ حاضرند حتی‌ از جانشان‌ هم‌ مایه‌ بگذارند.سخاوت‌ و گشاده‌ دستی‌ آنها به‌ واسطه‌ ملاحظه‌ کاری‌ شدیدشان‌ به‌ حالت‌ تعادل‌ درمی‌آید.

آنها در عشق‌ بی‌غل‌ و غش‌، اصیل‌، پر حرارت‌، وفادار و پر شور هستند. با این‌ حال‌اگر بر سر راهشان‌ مانعی‌ ایجاد شود و یا شخصی‌ چوب‌ لای‌ چرخشان‌ بگذارد، به‌سرعت‌ ناخرسند و عصبانی‌ شده‌ و زندگی‌ را به‌ کام‌ همه‌ تلخ‌ می‌کنند، حتی‌ گاهی‌ آن‌چنان‌ آشفته‌ و بدبین‌ می‌شوند که‌ از خودشان‌ انتقام‌ می‌گیرند و به‌ کارهایی‌ که‌ درشأنشان‌ نیست‌ دست‌ می‌زنند. در واقع‌ به‌ راحتی‌ می‌توانند به‌ یک‌ رابطه‌ دوستانه‌ پایان‌دهند ولی‌ اگر ازدواجشان‌ موفقیت‌آمیز باشد، همسرانی‌ وفادار و والدینی‌ آسان‌ گیر وبیش‌ از حد نرم‌ خواهند بود، ولی‌ آن‌ زمان‌ نیز بی‌قراری‌ و بی‌صبری‌ ذاتی‌شان‌ باعث‌می‌شود که‌ سفر و سیاحت‌ را یکی‌ از ارکان‌ اصلی‌ زندگی‌شان‌ قرار دهند. آنها در هرحالتی‌ باید احساس‌ آزادی‌ کنند و اگر همسرانشان‌ این‌ را رعایت‌ نمایند، آنها عاشقانه‌حتی‌ زندگی‌شان‌ را فدای‌ آنها می‌کنند. زنهای‌ متولد آذر ماه‌ مکمل‌ شوهرهایشان‌هستند و عاشقانه‌ وظایفشان‌ را به‌ بهترین‌ وجهی‌ انجام‌ می‌دهند، اگرچه‌ عشق‌ و علاقه‌را کاری‌ دشوار تلقی‌ می‌کنند و به‌ همین‌ دلیل‌ عده‌ای‌ به‌ آنها قلب‌ سرد و خشک‌ رامی‌دهند.

متولدین‌ آذر ماه‌ در همه‌ ارتباطات‌ شخصی‌ قابل‌ اعتماد هستند و به‌ ندرت‌ به‌ اعتمادی‌که‌ به‌ آنها می‌شود، خیانت‌ می‌کنند. اگرچه‌ گاهی‌ بی‌اختیار از کوره‌ در رفته‌ و به‌ شدت‌عصبانی‌ می‌شوند. هم‌ زنان‌ و هم‌ مردان‌ متولد این‌ ماه‌ دقیقا می‌دانند که‌ چه‌ عباراتی‌دشمنانشان‌ را آزار می‌دهد و بی‌نهایت‌ رک‌ گو و بی‌پرده‌ هستند. از سوی‌ دیگر دربخشیدن‌ گناه‌ و خطاهای‌ دیگران‌ بسیار منعطف‌ هستند و به‌ شدت‌ به‌ افراد مسن‌خانواده‌اشان‌ احترام‌ می‌گذارند و در قبالشان‌ احساس‌ مسؤولیت‌ می‌کنند.

متولدین‌ آذر ماه‌ در زمینه‌های‌ زیادی‌ استعداد دارند، در نتیجه‌ در مشاغل‌ زیادی‌ موفق‌هستند. آنها ذاتا معلم‌ و فیلسوف‌ زاده‌ شده‌اند و قواعد و اصول‌ اخلاقی‌ را آن‌ چنان‌زیبا تشریح‌ می‌کنند که‌ گویی‌ در حال‌ شرح‌ آن‌ برای‌ همه‌ جهان‌ هستند. آنها از استعدادشان‌ در جهت‌ مثبت‌ استفاده‌ می‌کنند و می‌توانند دانشمندانی‌ موفق‌ از آب‌ در آیند. هم‌چنین‌ در کارهایی‌ که‌ مربوط به‌ خدمات‌ عمومی‌، کارهای‌ اجتماعی‌، ارتباطات‌ عمومی‌و تبلیغاتی‌ هستند، عالی‌ عمل‌ کنند. طبیعتا مسافرت‌ و اکتشاف‌ نیز برای‌ روح‌بی‌قرارشان‌ خوشایند و جالب‌ است‌. اگر هم‌ محدود باشند و نتوانند به‌ سفر بروند، به‌ارتش‌ ملحق‌ شده‌ یا به‌ صورت‌ سیار نماینده‌ فروش‌ و بازرگان‌ می‌شوند. عده‌ای‌ از آنهامی‌توانند موسیقی‌ دانانی‌ موفق‌ باشند و گفته‌ می‌شود که‌ قبل‌ از اختراع‌ ماشین‌، اکثرمتولدین‌ آذر ماه‌ در کار تجارت‌ اسب‌ بودند و در سوارکاری‌ و تیمار اسب‌ موفق‌ به‌شمار می‌آمدند. امروزه‌ نیز آنها در اکثر مسابقات‌ ماشین‌ رانی‌ و رالی‌ شرکت‌ می‌کنند.هم‌ چنین‌ آنها می‌توانند مربیان‌ ورزشی‌ موفقی‌ نیز باشند ولی‌ گاهی‌ بی‌گدار به‌ آب‌می‌زنند و در نتیجه‌ احتمال‌ دارد تمام‌ دارایی‌ خود را در این‌ راه‌ از دست‌ بدهند.

یکی‌ از عیوب‌ متولدین‌ آذر ماه‌ این‌ است‌ که‌ سر هیچ‌ و پوچ‌ و مسایل‌ جزیی‌ عصبانی‌می‌شوند و طغیان‌ می‌کنند، بی‌صبرانه‌ در انتظار کار بر روی‌ پروژه‌های‌ جدید هستند واگر در محل‌ کار همکارانشان‌ رعایت‌ حال‌ آنها را نکنند، آنها به‌ تحقیر و تمسخردیگران‌ می‌پردازند. در واقع‌ آنها توقع‌ دارند که‌ همه‌ از آنها قدردانی‌ کنند وتلاشهایشان‌ را به‌ رسمیت‌ شناخته‌ و در مجموع‌ از شنیدن‌ عبارات‌ تملق‌آمیز وچاپلوسانه‌ به‌ شدت‌ لذت‌ می‌برند. اگرچه‌ گاهی‌ اوقات‌ واقعا مستحق‌ و سزاوارقدردانی‌ هستند، چون‌ در به‌ پایان‌ رساندن‌ یک‌ پروژه‌ حتی‌ سلامتی‌ خود وخانواده‌اشان‌ را نیز به‌ مخاطره‌ می‌اندازند و به‌ همین‌ دلیل‌ نیز گاهی‌ از نظرخانواده‌اشان‌ مستحق‌ نکوهش‌ هستند.

آنها در محل‌ کار سختگیر، پر توقع‌، دقیق‌، پرزحمت‌، سلطه‌ جو و بدون‌ ملاحظه‌هستند و در زندگی‌ خصوصی‌شان‌ نیز از خود راضی‌، مغرور، افاده‌ای‌، اسراف‌ کار وپرخرج‌ هستند. بی‌قراری‌ ذاتی‌ آنها، اگر تحت‌ کنترل‌ قرار نگیرد و به‌ افراط رود،بیشتر از همه‌ خودشان‌ را به‌ خطر می‌اندازد. عده‌ای‌ از آنها به‌ شدت‌ خوش‌ گذران‌هستند و به‌ همین‌ دلیل‌ آن‌ چنان‌ به‌ دنبال‌ مسایل‌ بچگانه‌ و سطحی‌ می‌روند و وقت‌تلف‌ می‌کنند که‌ فرصتی‌ برای‌ بهره‌گیری‌ از استعدادهای‌ سرشارشان‌ را پیدا نمی‌کنند.

بیماری‌ها و مشکلات‌ احتمالی‌ متولدین‌ آذر ماه‌:
صورت‌ فلکی‌ قوس‌ بر روی‌ باسن‌ و رانها حکومت‌ می‌کند و در نتیجه‌ متولدین‌ آذر ماه‌می‌بایست‌ مراقب‌ باشند تا به‌ بیماری‌ هایی‌ مثل‌ سیاتیک‌ و روماتیسم‌ مبتلا نشوند.گفته‌ می‌شود که‌ به‌ خاطر کمبود طبیعی‌ سیلیسیم‌ در بدن‌، پوست‌، ناخن‌ و مویی‌ضعیف‌ دارند. از آنجایی‌ که‌ ورزش‌ دوست‌ و دارای‌ روحیه‌ ورزشکاری‌ هستند، بایدمراقب‌ حوادث‌ و اتفاقات‌ ناشی‌ از همانها باشند. در قدیم‌ بسری‌ از آنها در هنگام‌سوار کاری‌ از اسب‌ یا چهار پایان‌ دیگر به‌ زمین‌ سقوط می‌کردند و صدمات‌ زیادی‌می‌دیدند. هم‌ چنین‌ باید در هنگام‌ کار با آتش‌ و گرما نیز به‌ شدت‌ محتاط باشند.

علاقمندیها: مسافرت‌، یک‌ سره‌ به‌ سراغ‌ اصل‌ مطلب‌ رفتن‌، تمایل‌ به‌ آزادی‌،قوانین‌ و معانی‌، درک‌ احساسی‌ از مسایل‌

بیزاریها: مواجهه‌ با نظریات‌ دست‌ و پاگی گرفتاری‌های‌ داخل‌ خانه‌، مقید بودن‌،مداخله‌ دیگران‌ در مسایل‌ خصوصی‌ زندگی‌شان‌، سر و کله‌ زدن‌ با جزییات‌.


مشکلات‌ احتمالی‌ که‌ ممکن‌ است‌ سر راهشان‌ به‌ وجود بیایند و شیوه‌صحیح‌ برخورد با آنها:
ما همگی‌ خصوصیات‌ منحصر به‌ فردی‌ داریم‌. هنگامی‌ که‌ این‌ خصلت‌ها سرکوب‌شده‌ یا درست‌ درک‌ نشوند، مشکلاتی‌ نمایان‌ می‌شوند که‌ ما در اینجا آنها را بررسی‌کرده‌ و راه‌ حل‌ هایی‌ مبتنی‌ بر خصوصیات‌ ویژه‌ هر برج‌ خورشیدی‌ ارائه‌ کرده‌ایم‌.ممکن‌ است‌ این‌ مشکلات‌ حقیقتا به‌ نظرتان‌ بغرنج‌ و پیچیده‌ بیایند، پس‌ بهتر است‌این‌ راه‌ حل‌ها را امتحان‌ کرده‌ تا از نتایج‌ احتمالی‌ حاصله‌ از آن‌ مطلع‌ شوید.
مشکل‌: در حالی‌ که‌ شما وقت‌ زیادی‌ برای‌ حل‌ مشکلات‌ دیگران‌ می‌گذارید، ولی‌در موقع‌ نیاز، هیچ‌ کس‌ به‌ داد شما نمی‌رسد.
راه‌ حل‌: کمی‌ به‌ خودتان‌ بیایید، آیا زندگی‌ یک‌ حقیقت‌ است‌ یا یک‌ قصه‌ وداستان‌؟ بهتر است‌ بیشتر به‌ فکر زندگی‌ خودتان‌ باشید.
مشکل‌: احساس‌ می‌کنید که‌ اطرافیانتان‌ دیگر حرف‌های‌ شما را زیاد جدی‌نمی‌گیرند و گاهی‌ حتی‌ به‌ شما اعتماد نمی‌کنند.
راه‌ حل‌: از مبالغه‌، گزافه‌ گویی‌، افراط و اغراق‌ دست‌ بردارید و با دیگران‌ جر وبحث‌ نکنید، حقیقتا ستیزه‌ جویی‌ و جنجالی‌ بودن‌ در نهایت‌ اعتماد همه‌ را از شماسلب‌ کرده‌ و به‌ ضرر شما تمام‌ می‌شود.
مشکل‌: بسیاری‌ از اوقات‌ به‌ شدت‌ احساس‌ سرگشتگی‌، سرخوردگی‌، یأس‌ وناامیدی‌ می‌کنید.
راه‌ حل‌: بهتر است‌ فکرتان‌ را روی‌ مسایلی‌ متمرکز کنید که‌ شما را راضی‌ می‌کنندو در جهت‌ آن‌ پیشروی‌ نمایید.
مشکل‌: اگر چه‌ شخصی‌ باثبات‌ و مستحکم‌ هستید، ولی‌ گاهی‌ از پیشروی‌عاجزید.
راه‌ حل‌: باید با سعی‌ و تلاش‌ زیاد، افکار و اندیشه‌های‌ مثبت‌ را به‌ ذهنتان‌ راه‌دهید و روی‌ اهدافی‌ پافشاری‌ کنید که‌ کوتاه‌ مدت‌ و آسان‌تر هستند. بدین‌ ترتیب‌ باجد و جهد ذاتی‌ به‌ مقاصدتان‌ خواهید رسید.

سیاره‌ حاکم‌ بر شما مشتری‌ (برجیس‌) است‌.
فاصله‌ متوسط از خورشید5/202
دور گردش‌ نجومی‌ از کانون‌ (بر حسب‌ سال‌)11/86
شعاع‌ استوایی‌ (برحسب‌ کیلومتر)71/492
شعاع‌ قطبی‌ (برحسب‌ کیلومتر)66/854
دور گردش‌ و دوران‌ جرم‌ (بر حسب‌ ساعت‌)9/92
انحناء خط استوا نسبت‌ به‌ کانون‌ (بر حسب‌ درجه‌)3/08
تعداد ماهواره‌های‌ مشاهده‌ شده‌16

حقایق‌ جالب‌ و شگفت‌انگیز دیگری‌ راجع‌ به‌ ماه‌ تولد شما (آذر ماه‌):
حیوانی‌ که‌ در ارتباط با برج‌ تولد شماست‌، قنطورس‌ می‌باشد. یونانی‌های‌ باستان‌ آن‌چنان‌ به‌ اسب‌ عشق‌ می‌ورزیدند که‌ در افسانه‌ و اسطوره‌ به‌ قنطورس‌ منزلت‌ و لقب‌دادند. قنطورس‌ به‌ واسطه‌ خرد و توانایی‌های‌ شفا بخشش‌ مشهور شده‌ بود. قنطورس‌سمبل‌ طبیعت‌های‌ دو گانه‌ انسانها به‌ عنوان‌ یک‌ مخلوق‌ روشنفکر است‌. (به‌ نفع‌ بشر)

رنگ‌ محبوب‌ و خوش‌ یمن‌ متولدین‌ آذر ماه‌ «ارغوانی‌ سیر» است‌.

سنگ‌ محبوب‌ و خوش‌ یمن‌ متولدین‌ آذر ماه‌ «زبرجد» است‌. زبرجد، این‌ سنگ‌قیمتی‌ در رنگ‌های‌ متعددی‌ یافت‌ شده‌ و جزء خانواده‌ کوارتز است‌. همراه‌ داشتن‌این‌ سنگ‌ به‌ شما کمک‌ می‌کند تا در تمام‌ مشکلات‌ موفق‌ شده‌ و ویژگی‌های‌ رهبرگونه‌تان‌ را پیش‌ ببرید. این‌ سنگ‌ باعث‌ می‌شود که‌ بیشتر احساس‌ کنید که‌ تحت‌کنترل‌ خودتان‌ هستید و در موقعیت‌های‌ پر درد سر و ناراحت‌ کننده‌ به‌ شکل‌ قابل‌قبول‌ و خوبی‌ عمل‌ نمایید. هم‌ چنین‌ گفته‌ می‌شود که‌ زبرجد در افزایش‌ انرژی‌ وایجاد سازگاری‌ کمک‌ شایان‌ توجهی‌ به‌ متولدین‌ آذر ماه‌ می‌نماید.
رنگ‌ و سنگ‌ محبوب‌

نام‌ افراد مشهوری‌ که‌ در ماه‌ آذر متولد شده‌اند:
وینستون‌ چرچیل‌
لودویگ‌ وان‌ بتهوون‌
مارک‌ تواین‌
  
|+| نوشته شده توسط پیمان در پنجشنبه چهاردهم آذر 1387 ساعت 12:15 |
 my pic
|+| نوشته شده توسط پیمان در دوشنبه بیستم آبان 1387 ساعت 18:2 |
 کنارم بخوابُ

www.Iran2Song.Info

کنارم بخوابُ به دورم بتابُ

از این لب بنوش چو تشنه که آبُ

گل آتشی تو حرارت منم من

که دیوانه ی بی قرارت منم من

خدا دوست دارد لبی که ببوسد

نه آن لب که از ترس دوزخ بپوسد

خدا دوست دارد  من و تو بخندیم

نه در جاهلیت بپوسیم ، بگندیم

بخواب آرام پیش من لبت را بر لبم بگذار

مرا لمسم کنو دل را به این عاشقترین بسپار

بخواب آرام پیش من منی که بی تو می میرم

لبت را بر لبم بگذار که جان تازه می گیرم
 

|+| نوشته شده توسط پیمان در جمعه پانزدهم شهریور 1387 ساعت 15:6 |
 
855358yq3zy4xemb.gif
|+| نوشته شده توسط پیمان در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 ساعت 23:21 |
 
 
 
ibdv68.jpg
|+| نوشته شده توسط پیمان در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 ساعت 23:17 |
 
آرزو دارم شبي عاشق شوي.
آرزو دارم بفهمي درد را.
تلخي برخوردهاي سرد را.
مي رسد روزي که بي من لحظه ها را سر کني.
مي رسد روزي که مرگ عشق را باور کني.
مي رسد روزي که شبها در کنار عکس من
نامه هاي کهنه ام را مو به مو از بر کني
|+| نوشته شده توسط پیمان در جمعه سی ام آذر 1386 ساعت 15:22 |
 

عاشق                           عاشق تر

نبود در تار و پودش           ديدي گفت عاشقه عاشق

@@@@@@@@   نبودش  @@@@@@@@@@

امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه ديدار اين خونه

فقط  خوابه ، تو كه رفتي هواي  خونه تب داره  ،  داره  از درو ديوارش غم

عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ،  بيا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش

حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و  گنجشك  كلاغاي

سياه پوشن ،  چراغ  خونه  خوابيده  توي  دنياي خاموشي  ،   ديگه  ساعت رو

طاقچه شده كارش فراموشي  ،  شده كارش فراموشي  ،  ديگه  بارون  نمي

باره  اگر چه  ابر سياه  ،  تو كه  نيستي  توي  اين خونه ،   ديگه  آشفته

بازاريست  ،  تموم  گل ها  خشكيدن مثل خار بيابون ها ،  ديگه  از

رنگ  و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت

گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو

به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري

گفتم كه تو مي دوني،سرخاك

تو مي ميرم ، ولي

تا لحظه مردن

نمي گيرم

دل از

 تو

|+| نوشته شده توسط پیمان در جمعه سی ام آذر 1386 ساعت 15:18 |
 

کسی که حروف الفبارا انتخاب کرد

یک اشتباه خیلی بزرگ کرد

این بود که بین I و U را فاصله انداخت

 

|+| نوشته شده توسط پیمان در جمعه سی ام آذر 1386 ساعت 15:18 |
 welcome
|+| نوشته شده توسط پیمان در دوشنبه یکم مرداد 1386 ساعت 15:0 |
 

arosak.blogfa.comarosak.blogfa.comarosak.blogfa.comarosak.blogfa.comarosak.blogfa.com

TinyPic image

بگوئید که من...

تا ابد در کنارش می مانم...

به او بگوئید که  همیشه به یادش هستم...

به او بگوئید که فقط او را می پرستم...

به او بگوئید که بدون حضورش من هم نخواهم ماند...

به او بگوئید که تمام خاطراتم با یاد اوست...

به او بگوئید که روزی دستانم را به دستانش می رسانم...

به او بگوئید که تمام آن شبهای بارانی را فدای چشمانش می کنم...

به او بگوئید که قلبم فقط به عشق و یادش می تپد...

به او بگوئید...بگوئید که اسیر برق نگاهش شده ام...

آری به او بگوئید...

بگوئید که...عاشق شده ام...

و تنها او را دوست می دارم...

  arosakd.blogfa.com  arosakd.blogfa.com  arosakd.blogfa.com  arosakd.blogfa.com  arosakd.blogfa.com  arosakd.blogfa.com  arosakd.blogfa.com  arosakd.blogfa.com

|+| نوشته شده توسط پیمان در جمعه بیست و نهم تیر 1386 ساعت 13:35 |
 عروس منتظر
عروس منتظر

|+| نوشته شده توسط پیمان در جمعه بیست و نهم تیر 1386 ساعت 13:29 |
 انتظار
|+| نوشته شده توسط پیمان در جمعه بیست و نهم تیر 1386 ساعت 13:27 |
 
TinyPic image 
|+| نوشته شده توسط پیمان در جمعه بیست و نهم تیر 1386 ساعت 0:2 |
 رز
|+| نوشته شده توسط پیمان در جمعه یکم تیر 1386 ساعت 19:11 |
 تنهاترین

 

|+| نوشته شده توسط پیمان در جمعه یکم تیر 1386 ساعت 19:9 |
 مقایسه

وقتی با کسی که عاشقشی روبرو میشی.. قلبت تندتر میزنه

ولی وقتی با کسی که دوستش داری روبرو میشی فقط خوشحال میشی..

************ ********* *********

وقتی کسی که عاشقشی گریه میکنه تو هم به همراه او اشک میریزی

ولی وقتی کسی که دوستش داری گریه میکنه تو فقط تسکینش میدی...

************ ********* *********

وقتی با کسی که عاشقشی هستی نمیتونی هر چی تو دلت هست به زبون بیاری..

ولی وقتی با کسی که دوستش داری هستی ..این کارو میتونی بکنی...

|+| نوشته شده توسط پیمان در جمعه یکم تیر 1386 ساعت 18:33 |
 Dead
ای مردم وقتی که من مردم :

شب های جمعه   تکه یخی بر سر مزارم بگذازید تا با اولین طلوع آفتاب کم کم آب شود و به جای معشوقه ام بر سر مزارم اشک بریزد !

بر سنگ مزارم بنویسید :

آشفته ولی خفته در این خلوت خاموش

او زادۀ غم بود غمگین زیست و اکنون ز غم های جهان گشته فراموش

|+| نوشته شده توسط پیمان در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386 ساعت 19:38 |
 
TinyPic image 
|+| نوشته شده توسط پیمان در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 ساعت 15:1 |
 سال نو مبارک

|+| نوشته شده توسط پیمان در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385 ساعت 20:36 |
 در زمانهاي بسيار قديم

 وقتي هنوز پاي بشر به زمين نرسيده بود ، فضيلتها و تباهيها در همه جاشناور بودند . آنها از بيكاري خسته شده بودند . روزي همه فضائل و تباهيها دور هم جمع شدند ، خسته تر و كسل تر از هميشه ، ناگهان ذكاوت ايستادو گفت : بياييد يك بازي كنيم . مثلآ قايم باشك . همه از اين پيشنهاد شاد شدند و ديوانگي فورآ فرياد زد من چشم ميگذارم و از آنجائيكه هيچ كس نمي خواست بدنبال ديوانگي بگردد ، همه قبول كردند او چشم بگذارد و به دنبال آنها بگردد . ديوانگي جلوي درختي رفت و چشم هايش رابست و شروع به شماردن كرد ... يك ... دو ... سه ... همه رفتند تا جايي پنهان شوند ! لطافت خود را به شاخ ماه آويزان كرد ، خيانت داخل انبوهي از زباله پنهان شد ، احصالت در ميان ابرها مخفي شد ، هوس به مركز زمين رفت ، طمع داخل كيسه اي كه خودش دوخته بود مخفي شد و ديوانگي مشغول شماردن بود ، هفتادونه ... هشتاد ... هشتادو يك ... . همه پنهان شده بودند بجز عشق كه همواره مردد بود و نمي توانست تصميم بگيرد و جاي تعجب هم نيست چون همه مي دانيم پنهان كردن عشق مشكل است . در همين حال ديوانگي به پايان شمارش مي رسيد ، نودو پنج ... نود و شش ... نودو هفت ... هنگامي كه ديوانگي به صد رسيد عشق پريد و در بين يك بوته گل رز پنهان شد . ديوانگي فرياد زد دارم ميام و اولين كسي را كه پيدا كرد تنبلي بود ، زيرا او تنبلي اش آمده بود جايي پتهان شود و لطافت را يافت كه از شاخ ماه آويزان شده بود ، دوروغ ته درياچه ، هوس در مركز زمين ، يكي يكي همه را پيدا كرد ، بجز عشق . او از يافتن عشق نا اميد شده بود . حسادت در گوشهايش زمزمه كرد ، تو فقط بايد عشق را پيدا كني و او پشت گل رز است . ديوانگي شاخه چنگ مانندي را از درخت كند و با شدت و هيجان زياد آن را در بوته گل رز فرو كرد و دوباره و دوباره تا اينكه باصداي نا له اي متوقف شد . عشق از پشت بوته بيرون آمد با دستهايش صورت خود راپوشانده بود و از انگشتانش قطرات خون بيرون ميزد . شاخه ها به چشمان عشق فرو رفته بودند و او نمي توانست جايي را ببيند . او كور شده بود ، ديوانگي گفت : من چه كردم ، من چه كردم ، چگونه مي توانم تورا درمان كنم . عشق پاسخ داد : تو نمي تواني مرا درمان كني ، اما اگر مي خواهي كاري بكني ، راهنماي من باش،
و اينگونه است كه از آنروز به بعد عشق كور است و ديوانگي همواره با اوست

|+| نوشته شده توسط پیمان در پنجشنبه سوم اسفند 1385 ساعت 15:0 |
 
  Image hosting by TinyPic Image hosting by TinyPic Image hosting by TinyPic Image hosting by TinyPic Image hosting by TinyPic Image hosting by TinyPic





مرد از راه چشم و زن از راه گوش به دام ميافتد .
دوری ، عشق را شدت ميبخشد و نزديکی ،قوت .
پيری مانع از عشق نيست اما عشق تا حدودی مانع از پيريست .
هرگز ندا نستم چگونه ستايش کنم تا آنکه آموختم .
عشق ناتمام ميگويد: من تو را دوست دارم چون به تو نياز دارم .
عشق تمام ميگويد: من به تو نياز دارم چون تو را دوست دارم .
درحساب عشق يک +يک مساوی است با همه چيز و دومنهای يک برابرهيچ .
عشق چيزی جزيافتن خويش در ديگران و شادکامی در شناخت نيست .
عشق همانند پروانه ايست که اگر سفت بگيری له ميشودو اگر سست بگيری ميگريزد .
عشق چون ميوه است. ممکن است خوب به نظرآيد اما تا وقتی که نرسيده آن را گاز نزن .
عشق چون ساعت شنی است . با خالی شدن مغز، قلب پر ميشود .
عشق غلبه خيال بر خرد است .
مرد به کرات عشق ميورزد ، اما کم . ولی زن به ندرت ،اما بسيار .
مردها همواره ميخواهنداولين عشق يک زن باشند
و زنها دوست دارن آخرين عشق يه مرد باشند .
تنها پاداش عشق ، تجربه عاشقی است .
با عشق وشکيبائی چيزی ناممکن نيست .
عشق، قانون نمی شناسد ودوست داشتن ،
اوج احترام به مجموعه ای از قوانين عاطفی است .
عشق ، معيارها را بهم می ريزد و دوست داشتن
برپايه ی معيارها بنا ميشود .


سلام !!!
ولنتاینتون مبارک
شاد باشین

                                              ممنونم نگار جون

 

 

|+| نوشته شده توسط پیمان در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385 ساعت 12:24 |
 والنتاین

روز عشاق (والنتاين) برهمه عاشقان مبارک

|+| نوشته شده توسط پیمان در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385 ساعت 14:39 |
 سپندار مذگان

 اصالت خودمون رو حفظ کنيم....... والنتين نه ...ما ايراني ها بهترشو داريم : سپندار مذگان

وقتي به شروع و چگونگي وقوعش فكر مي كنم، بنظرم همه چيز گيج و پيچيده مي آيد! اما ظاهرا اين گيجي چندان هم عجيب ودور از انتظار نيست،چون عبارت "ضربه فرهنگي" را چنين تعريف كرده اند: "تغييراتي در فرهنگ كه موجب به وجود آمدن گيجي، سردرگمي و هيجان مي شود."
اين ضربه چنان نرم و آهسته بر پيكر ملت ما فرود آمد كه جز گيجي و بي هويتي پي آمد آن چيزي نفهميديم!
شايد افراد زيادي را ببينيد كه كلمات Hi و Hello را با لهجه غليظ Americanاش تلفظ مي كنند. اما تعداد افرادي كه از واژه درود استفاده مي كنند، بسيار نادر است!
همينطور كلمه Thanks بيش از سپاسگزارم و Good bye بسيار راحت تر از «بدرود» در دهان ها مي چرخد. ما حتي به اين هم بسنده نكرده ايم!
اين روزها مردم برگزاري جشن ها و مناسبت هاي خارجي را نشانه تجدد، تمدن و تفاخر مي دانند.
سفره هفت سين نمي چينند، اما در آراستن درخت كريسمس اهتمام مي ورزند!
جشن شب يلدا كه به بهانه بلند شدن روز، براي شكرگزاري از بركات و نعمات خداوندي برگزار مي شده است را نمي شناسند، اما همراه و همزمان با بيگانگان روز شكرگزاري برپا مي كنند!
همه چيز را در مورد Valentine و فلسفه نامگذاريش مي دانند، اما حتي اسم "سپندار مذگان" به گوششان نخورده است.
چند سالي ست حوالي 25 بهمن ماه (14 فوريه) كه مي شود هياهو و هيجان را در خيابان ها مي بينيم. مغازه هاي اجناس كادوئي لوكس و فانتزي غلغله مي شود. همه جا اسم Valentine به گوش مي خورد. از هر بچه مدرسه اي كه در مورد والنتاين سوال كني مي داند كه "در قرن سوم ميلادي كه مطابق مي شود با اوايل امپراطوري ساساني در ايران، در روم باستان فرمانروايي بوده است بنام كلوديوس دوم. كلوديوس عقايد عجيبي داشته است از جمله اينكه سربازي خوب خواهد جنگيد كه مجرد باشد. از اين رو ازدواج را براي سربازان امپراطوري روم قدغن مي كند.كلوديوس به قدري بي رحم وفرمانش به اندازه اي قاطع بود كه هيچ كس جرات كمك به ازدواج سربازان را نداشت.اما كشيشي به نام والنتيوس(والنتاين)،مخفيانه عقد سربازان رومي را با دختران محبوبشان جاري مي كرد.كلوديوس دوم از اين جريان خبردار مي شود و دستور مي دهد كه والنتاين را به زندان بيندازند. والنتاين در زندان عاشق دختر زندانبان مي شود .سرانجام كشيش به جرم جاري كردن عقد عشاق،با قلبي عاشق اعدام مي شود...بنابراين او را به عنوان فدايي وشهيد راه عشق مي دانند و از آن زمان نهاد و سمبلي مي شود براي عشق!"
اما كمتر كسي است كه بداند در ايران باستان، نه چون روميان از سه قرن پس از ميلاد، كه از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز عشق بوده است!
جالب است بدانيد كه اين روز در تقويم پنجم اسفند ماه می باشد ! اين روز "سپندار مذگان" يا "اسفندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن اين روز به عنوان "روز عشق" به اين صورت بوده است كه در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند و علاوه بر اينكه ماه ها اسم داشتند، هريك از روزهاي ماه نيز يك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، انديشه) كه نخستين صفت خداوند است، روز سوم ارديبهشت يعني "بهترين راستي و پاكي" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهريور يعني "شاهي و فرمانروايي آرماني" كه خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملي زمين است. يعني گستراننده، مقدس، فروتن. زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند. در هر ماه، يك بار، نام روز و ماه يكي مي شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن مي شد، جشني ترتيب مي دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمين روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، "مهرگان" لقب مي گرفت. همين طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ يا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشني با همين عنوان مي گرفتند.
سپندار مذگان جشن زمين و گرامي داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پيدا مي كردند. در اين روز زنان به شوهران خود با محبت هديه مي دادند. مردان نيز زنان و دختران را بر تخت شاهي نشانده، به آنها هديه داده و از آنها اطاعت مي كردن

 

 

                             دل همتون بهاري باشه

|+| نوشته شده توسط پیمان در جمعه بیستم بهمن 1385 ساعت 22:4 |
 ولنتاین مبارک،
 

 

سلام ;

ولنتاین مبارک،

 خوش به حالِ اونایی که تو این روز دستِ عشقشونو میگیرن و با هم قدم میزنن.

البته در راستایِ شعار پیشگیری بهتر از درمان است، و با توجه به برودتِ هوا و در جهتِ جلوگیری از ایجادِ بیماری ای به نام سرما خوردگی، اکیدا" شماصیه ( مؤدبانۀ همان توصیه است ) میگردد دلدادگانِ عزیز به کافی شاپ یا اماکنی شبیه آن پناه برده و جعبه شکلاتها و دسته گلها را آنجا رد و بدل نمایند .

 

 

محبوبم، تو را در رؤیاهایم دیده ام،

                       در خلوتِ خویش، روی زیبایت را.

 

تو همدم جان منی و نیمۀ دیگر زیبایی ام

           که هنگام آمدنم به این جهان از آن جدا شد.

 

دلبندم، دزدانه آمده ام،

                  پاورچین پاورچین،

                                 تا به تو رسم.

 

به راستی تویی آیا

       که در برابرم ایستاده ای؟

           از چه بیمناکی؟

 

شکوهِ دنیا را رها کردم

                    تا با تو به بهشتِ سرزمین های دور ره برم

                                  و باده زندگی و مرگ را با تو از یک ساغر سر کشم.

 

محبوبم، بیا به جهانی چنان دور رویم

که دستِ چرکینِ بشر را بدان راه نباشد.

|+| نوشته شده توسط پیمان در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385 ساعت 15:16 |
 گاهی
 

هوای خانه چه دلگیر می شود گاهی

از این زمانه دلم سیر می شود گاهی

عقاب تیز پر دشتهای استغنا

اسیر پنجهء تقدیر می شود گاهی

صدای زمزمهء عاشقانه آزادی

فغان و نالهء شبگیر می شود گاهی

نگاهِ مردم بیگانه در دل غربت

به چَشمِ خستهء من تیر می شود گاهی

مبر ز موی سپیدم گمان به عمر دراز

جوان ز حادثه ای پیر می شود گاهی

بگو اگر چه به جایی نمی رسد فریاد

کلام حق دمِ شمشیر می شود گاهی

بگیر دست مرا آشنای درد بگیر

مگو چنین و چنان، دیر می شود گاهی

به سوی خویش مرا می کشد چه خون و چه خاک

محبّت است که زنجیر می شود گاهی ... 

 

|+| نوشته شده توسط پیمان در جمعه بیست و دوم دی 1385 ساعت 21:28 |
 مشخصات یه دختر خوب

 

يه دختر خوب توي روي مامانش وانميسته و به خاطر قراري که داره چندصد تا دروغ نميگه.

يه دختر خوب از مثلاً 6 ساعت وقت کلاس خودش 5 ساعتش رو نمي‌پيچونه.

يه دختر خوب يواشکي دست تو جيب باباش نميکنه.

يه دختر خوب به خاطر اينکه بهش گفتن بي ادب گريه نمي‌کنه.

يه دختر خوب جو نميگيرتش و زود خودشو مثل بنگاهها به نمايش نميزاره.

يه دختر خوب دستمال دماغ باباشو برنمي‌داره بندازه رو سرش، مثل روسري.

يه دختر خوب عقده‌هاش رو با فرار از خونه خالي نمي‌کنه.

يه دختر خوب با همسايشون که خوشگل‌تره لج نميشه.

يه دختر خوب به خاطر پوست و رنگ بدنش که پر از جوش و ککه، باباشو اونقدر تو خرج نمي‌اندازه.

يه دختر خوب وقتي بهش نگاه نمي‌کنن، به راههاي مختلف، خود نمايي نميکنه (باز هم نکته كنكوري)

يه دختر خوب باباش هر چي بگه، گوش مي‌کنه، نمياد پيش مامانش ننه من غريبم بازي درآره.

يه دختر خوب بيشتر از 10 دقيقه توي WC نمي‌مونه (نکته مهمتر از کنکور)

يه دختر خوب هيچوقت بدون گواهينامه رانندگي نميکنه که بعدش که گرفتنش، اشک تمساح بريزه.

يه دختر خوب به خاطر منافع خودش حق خواهرش رو ضايع نمي‌کنه.

يه دختر خوب وقتي معني ترانه‌هاي خارجي رو نميدونه مجبور نيست که واسه کلاس اونا رو گوش بده.

يه دختر خوب توي قرار با پسر، کلاس زورکي نمي‌آد و پدر کارمند بيچاره‌اش رو مديرعامل و رئيس قلمداد نمي‌کنه.

يه دختر خوب ديگه به دختر افغاني‌ها حسودي نمي‌کنه.

يه دختر خوب وقتي از پسري خوشش اومد و داشت از حسوديش مي‌ترکيد چند صد تا عيب و ايراد روي پسر نمي‌زاره.

يه دختر خوب، شب زود نمي‌خوابه که صبح زود بيدار بشه که بتونه صافکاري و نقاشي کنه.

يه دختر خوب خودش رو، زوري توي دل کسي، نبايد راه بده.

يه دختر خوب براي اينکه مورد توجه قرار بگيره، اسمشو عوض نميکنه (صغرا: هاني - کبري: ماني)

يه دختر خوب براي اينکه توي مهموني تحويلش بگيرن، قيافه نميگيره و اداي آدم پولدارا رو در نمياره.

يه دختر خوب، پشت سر حتي حيوانات هم غيبت نمي‌کنه.

يه دختر خوب از دماغ فيل نمي‌افته.

يه دختر خوب از اجراي هر گونه قرقره بازي (جت اسکي، اسکيت و امثال اون) در مقابل پسرها خودداري مي‌کنه.

يه دختر خوب با 25897 نفر که تيريپ نميريزه!

يه دختر خوب اولاً دوچرخه سواري نمي‌کنه، حالا مي‌خواد بکنه، بكنه، جنبه هم داشته باشه.

يه دختر خوب توي مسافرت به خاطر کسي که روش کليد کرده، باباشو توي منگنه قرار نمي‌ده که بابا تندتر برو!

يه دختر خوب عکسهاي پسر خوشگلا مانند: حميد گودرزي شادمهر عقيلي، محمدرضا گلزار و غيره رو به در و ديوار اتاقش نمي‌چسبونه.

يه دختر خوب سوار هر ماشيني نميشه (پيکان 47 و امثال آن)

يه دختر خوب وقتي لباس آنچناني براي خودنمايي ندارد، از همسايگانش قرض نمي‌کنه.

يه دختر خوب راه به راه از اون کوفتيا نميماله که فردا هم سرطان بگيره و انتظار ترحم داشته باشه.

يه دختر خوب، بايد خوب باشه، نه اينکه اداي خوبا رو دربياره.
|+| نوشته شده توسط پیمان در جمعه بیست و دوم دی 1385 ساعت 21:13 |
 مشخصات يك پسر خوب

 

يک پسر خوب زماني که کسي ميخواهد از عرض خيابان عبور کند تعداد دنده را از 1 به 5 ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نميکند.

يک پسر خوب زماني که يک دختر خانم راننده ميبيند ذوق زده نشده و در صدد عقده‌اي بازي بر نمي‌آيد.

يک پسر خوب که ژيان سوار ميشود روي بنز همسايه با سوئيچ، ماشين نقاشي نميکشد.

يک پسر خوب زماني که تصادف ميکند همانند قبائل زامبي وحشي‌بازي در نمي‌آورد.

يک پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمايندگي از راهداري و شهرداري، خيابانهاي شهر را متر نميکند.

يک پسر خوب به محض ديدن يک دختر خانم متين با شلوار برمودا و مانتو تنگ کوتاه و شال باز دهانش به سان آبشار و چشمانش همانند چشمان وزغ نميشود.

يک پسر خوب دکمه هاي پيراهنش را از يک متر زير ناف تا زير چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلي محکم ميکند.

يک پسر خوب به محض ديدن دختر همسايه رنگش لبويي شده و چشمش را به آسفالت ميدوزد.

يک پسر خوب روزي 10 بار هوس بردن نذري به دم در خانه همسايه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نميکند.

يک پسر خوب بيشتر از 5 دقيقه در دستشوئي نميماند. ( نکته کنکوري)

يک پسر خوب 1 ساعت در حمام، آهنگ جوادي يساري نخوانده و براي همسايگان آلودگي صوتي ايجاد نميکند.

يک پسر خوب اگر درد عشق گرفت در کوي و برزن عرعر عشق نکرده و آبروي خانوادگي خود را نمي‌برد.

يک پسر خوب با دوستاني که مشکوک به چت و لا ابالي گري هستند معاشرت نميکند.

يک پسر خوب از سن 15 سالگش از پدرش پول تو جيبي نگرفته و خودش کار ميکند.

يک پسر خوب به جاي اينکه پول خود را در باشگاه بيليارد و گيم نت و غيره دور بريزد، بهتر است حساب آتيه جوانان باز کند و به فکر 20 سالگي خود باشد.

يک پسر خوب اگر زبانم لال از افيون اينترنت استعمال و خدايي نکرده وبلاگ‌نويس شد، بر حسب اتفاق از هر 10 کامنت او 9 عددش متعلق به دختران نيست. (البته استثناء هم دارد)

يک پسر خوب همواره به اسم خود افتخار ميکند و به هر کس که ميرسد نميگويد که بجاي «اصغر» به او «رامتين»، «نيما» و چيزهاي ديگر بگويند.

يک پسر خوب در اثر ديدن افراد غرب‌زده جو گير نشده و لحاف کرسي قرمز خال‌خال يشمي را به پيراهن تبديل نکرده و سر زانو و خشک خود را جر نميدهد.

يک پسر خوب هر روز ساعت 6 بيدار شده و حد اکثر تا ساعت 7:30 سه نمونه از انواع رايج نان تازه را تهيه و براي صبحانه به خانه مي‌آورد.

يک پسر خوب اگر 3 بار مکررا براي خريد از خانه يرون رفته و باز هم با يک ليست 1 متري مواجه شد، غرغر نميکند.

يک پسر خوب سر سفره دست به چيزي نمي‌زند تا همه سير و پر از سر سفره بلند شوند و بعد شروع به غدا خوردن مي‌نمايد.

يک پسر خوب تقاضاي وسايل نامربوطي از قبيل موبايل را از خانواده ندارد.

يک پسر خوب اسم شرکت در جشن تولدهايي که مشکوک به وجود جنس مونث هستند را نمي‌آورد.

يک پسر خوب تا قبل از سن 22 سالگي فکر زن گرفتن را از سر خود بيرون ميکند.

يک پسر خوب تا قبل از ازدواج 10 بار عاشق نشده و هر دفعه ادعاي وحدت در عشق نميکند.

يک پسر خوب در صورتي که با نامزد خود بيرون رفت و کسي به خانم متلک گفت فورا با پليس 110 تماس حاصل مي‌کند.

يک پسر خوب براي احياي حقوق خود از زور بازو استفاده نکرده و کلمات رکيک مانند «خر» و «الاغ» به کار نميبرد.

يک پسر خوب از معاشرت با دوستان بسيار خودماني که عادت به بيان شوخي‌هاي نامربوط از قبيل حراج لفظي «عمه» و همچين «خواهر» و «مادر» هستند، امتنا ميکند.

يک پسر خوب همانند خاله زنکها تلفن را قورت نداده و سالي به 9 ماه دهانش بوي تلفن نميدهد.

يک پسر خوب هر صدايي از قبيل قار و قور شکم اهل خانه را با صداي تلفن اشتباه نگرفته و 3 متر به بالا نميپرد.

يک پسر خوب هيچ گاه بوي عطر مشکوک به خصوص «عطرهاي زنانه» را نميدهد.

يک پسر خوب براي رفتن به مراسم خواستگاري لااقل دو عدد ميني‌بوس تهيه ميکند.

يک پسر خوب موقع رفتن به خواستگاري براي نشان دادن عظمت خانوادگي گذشته از تمامي فاميل هاي درجه يك، دو، سه، چهار و الي آخر، از آقا رضا بقال محترم محله! حاج علي قصاب محترم و مابقي کسبه محل، به دليل دارا بودن تجارب بالا دعوت به عمل مي‌آورد.

يک پسر خوب براي شروع زندگي مشترک نياز به عشق و محبت دو طرفه نداشته و فقط کافيست عمه خانم بزرگ فاميل تائيد کنند: دختر شمسي خانم، خاله مادرشون، دهانش بو نميدهد و شوهرداري بلد است.

يک پسر خوب براي حفظ حرمت فاميل عظيم‌الشان پا روي عشق و دلش گذاشته و با دختر عموي ناف‌بريده‌اش که به خواست خدا دماغش به قاعده چماق و هيکلش به سان خرس است مزدوج ميشود.

يک پسر خوب عيد به عيد يادش نمي‌افتد که بايد دندانهايش را مسواک بزند و اين کار را هر شب انجام ميدهد.

يک پسر خوب در کلاس درس و در حضور تني چند از خانمهاي محترم، شصتش را تا انتها در دماغ مبارک فرو نميکند و يک چرخش دوراني به آن نميدهد.

يک پسر خوب براي بيرون رفتن از خانه 2 ساعت جلوي آئينه نمي‌ايستد و بزک نميکند.

يک پسر خوب بجاي سوار شدن به خط واحد پشت سر آن ميدود تا هم بدنش سالم بماند و هم صرفه جويي اقتصادي کرده باشد.

يک پسر خوب تنها جوکهايي را بيان ميکند که مورد تائيد وزارت ارشاد اسلامي، وزارت بهداشت، وزارت مبارزه با تبعيضات استاني و غيره باشد.

يک پسر خوب در جشنهاي فاميلي جو گير نشده و نمي‌رقصد تا آبروي کل خاندان را بر باد دهد.

يک پسر خوب در مهماني‌هاي خانوادگي نوشدني‌هاي غيرمجاز از قبيل ماءالشعير را تنها با رضايت‌نامه رسمي و کتبي پدر محترم، استعمال ميکند.

يک پسر خوب هر زمان که عشقش کشيد با زير شلواري کردي چين و پليسه‌دار و يا شورت مامان دوز و رکابي، همانند قورباغه به وسط کوچه نميپرد.

يک پسر خوب تنها براي رضاي خدا و کاهش بار سنگين ترافيک و حمل و نقل درون شهري و برون شهري، هر کجا که دختر خانم يا خانمي را در رده سني 20 تا 60 سال ديد سوار کرده و به مقصد مي‌رساند.

و هزار چيز ديگر كه خودتون بهتر از من ميدونيد!
 
|+| نوشته شده توسط پیمان در جمعه بیست و دوم دی 1385 ساعت 21:11 |
 عشق یعنی.....................

عشق یعنی با تو خواندن از جنون      

                                            عشق یعنی سوختن ها از دروون

 

عشق یعنی از سوختن تا ساختن          

                                            عشق یعنی عقل و دین را باختن

عشق یعنی دل  تراشیدن  ز گل          

                                            عشق یعنی گم شدن در باغ دل

عشق یعنی تو   ملامت  کن مرا            

                                            عشق یعنی میستایم من تورا

عشق یعنی در پی  تو  در به  در            

                                            عشق یعنی یک بیابان درد سر

عشق یعنی با   تو  آغاز  سفر                

                                            عشق یعنی قلبی آماج خطر

عشق یعنی تو   بران  از خود مرا            

                                            عشق یعنی باز می خوانم تو را

عشق یعنی بگذری   از  آبرو                 

                                            عشق یعنی کلبه های آرزو

عشق یعنی با تو گشتن  هم  کلام         

                                            عشق یعنی انتظار یک سلام

عشق یعنی دستهایی رو به  دوست       

                                         عشق یعنی مرگ در راهت نکوست

عشق یعنی شاخه های گل در سبد       

                                             عشق یعنی دل سپردن تا ابد

عشق یعنی سرو هایی  سر بلند           

                                             عشق یعنی خار ها هم گل کنند

عشق یعنی تو بسوزانی مرا                 

                                             عشق یعنی سایه بان من تو را

عشق یعنی بشکنی قلب مرا                

                                            عشق یعنی می پرستم  من تو را

عشق یعنی ان نخستین حرف ها            

                                             عشق یعنی در میان برف ها

عشق یعنی یاد ان روز نخست               

                                          عشق یعنی هر چه در ان یاد توست

عشق یعنی تک درختی در کویر              

                                            عشق یعنی عاشقانی سر به زیر

عشق یعنی بگذری از هفت خان             

                                          عشق یعنی آرش و تیرو کمان .

|+| نوشته شده توسط پیمان در جمعه بیست و دوم دی 1385 ساعت 21:1 |
 اینشوشیناک

 

 

 

زندگی گفت: که آخر چه بود حاصل من؟

            عشق فرمود: تا چه بگوید این دل من

                       عقل نالید: کجا حل شود این مشکل من؟

                              مرگ خندید: در این خانه ویرونه من ...   !

 

 

گفتم تو شیرین منی...                               گفتا تو فرهادی مگر؟

گفتم خرابت می شوم...                             گفتا تو آبادی مگر؟

گفتم ندادی دل به من ...                      گفتا تو جان دادی مگر؟

گفتم ز گویت می روم...                            گفتا تو آزادی مگر؟

گفتم فراموشم مکن...                        گفتا تو در یادی مگر؟

گفتم که بادم مده...                                   گفتا نه بر بادی مگر؟

 

  احمد جون خیلی زیباست ممنون از اینکه به فکر من بودی

                 آرشیتکت بازم از این کارا بکن

 

 

|+| نوشته شده توسط پیمان در چهارشنبه ششم دی 1385 ساعت 14:42 |
 توسط:·▪•●ღشیدا بارونیღ●•▪·˙
بی ریا فریاد کردم بشنوید
این صدای آخرین حرف من است
این همه باران به سقف من چکید
روزهای رفته از یادم نرفت

                                                        توسط:·▪•●ღشیدا بارونیღ●•▪·˙


 

عشق تنها عابريست که بدون اجازه وارد قلب هر کس مي شود .

                                    توسط:عشق و وفاداری

 

 

|+| نوشته شده توسط پیمان در یکشنبه سوم دی 1385 ساعت 13:46 |

Sariah

[wWw.SARIAH.blogfa.com],Free MUSIC code in Sariah
free code in Sariah